عطا ملك جوينى

451

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

خليفهء مستضعف را تشكيل ميدادند ، صاحب‌ترجمه در سنهء 632 يكى از دختران بدر الدّين لؤلؤ صاحب موصل را در حبالهء نكاح درآورد و بيست هزار دينار زر سرخ ويرا كابين بست ( دختر ديگر بدر الدّين لؤلؤ چنان كه سابق نيز اشاره بدان شد زوجهء علاء الدّين الطبرس دواتدار بزرگ بود ) ، در سنهء 653 يعنى سه سال قبل از واقعهء بغداد صاحب‌ترجمه تصميم گرفت كه مستعصم را از خلافت خلع نموده پسر بزرگتر او ابو العبّاس احمد را بجاى وى بنشاند ، ابن العلقمى وزير خليفه را ازين معنى آگاه ساخت و مانع اجراء اين عزيمت گرديد و از طرفين كار بلشكركشى كشيد و فتنهء عظيمى در بغداد پديد آمد و جمع كثيرى در آن ميانه كشته و مجروح شدند تا عاقبت بسعى صاحب‌ديوان فخر الدّين دامغانى « 1 » خليفه با دواتدار دل خوش كرده تشريف و اعزاز فرمود و در شهر ندا دردادند كه آن سخن كه در حقّ دوات‌دار گفته بودند دروغ است و در خطبه بعد از ذكر خليفه نام دواتدار ذكر ميكردند و فتنه ساكن گشت ، در واقعهء بغداد يكى از اشدّ طرفداران مقاومت با مغول همين دواتدار

--> ناسخ يا طابع اين كلمه همه‌جا به « الطبرسى » بعلاوهء يائى در آخر يعنى مانند كلمهء نسبت بطبرستان تصحيف شده است و آن غلط فاحش است فلا تغفل ، و در جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 343 نام صاحب‌ترجمه النون بارس مسطور است و آن نيز بدون شك سهو است از جامعين جامع التّواريخ چه نام وى در يكى از مرائى ابن ابى الحديد كه از خواصّ دوستان صاحب‌ترجمه بوده عينا به همين نحو يعنى الطبرس آمده آنجا كه گويد : لا تأمن الدّنيا و قد غدر الزّمان بألطبرس [ ن : بالطبرسى ] * * و رماه من بعد الميامن و السّعود بيوم نحس * و كساه ثوبا من تراب بعد اثواب الدّمقس الأبيات ، - مآخذ : براى اطّلاع از وقايع احوال صاحب‌ترجمه رجوع شود بحوادث الجامعه ص 37 ، 80 ، 94 ، 101 ، 166 - 168 ، 264 - 266 ، 311 ، 328 ، 329 ، 333 ، 484 ، و جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 343 - 344 ، و المنهل الصّافى نسخهء مذكوره ورق a 10 ، ( 1 ) رجوع شود بص 472 ببعد ،